خرید بک لینک

روزهای بدی را میگذرانم.مرگ بر لحظه های بی تو بودن . هر رو خودم را قانع میکنم که دیگر تو رفتی تو نیستی اما باز نمیتونم دوریت تحمل کنم . دنیا برام شده زندان . همیشه از مرگ میترسیدم ولی واقعا همین الان مرگم برسه با تمام وجود ازش استقبال میکنم . کاش تو دنیا عشق وجود نداشت . کاش هیچ وقت نمیدیم و با همون دردهای قبلیم زندگی میکردم . دردهای قبلی در مقابل درد دوری از تو چیزی نیست .

نمیتونم احساساتم کنترل کنم . دیگه خودم نمیشناسم . همیشه دنبال نشانه های تو ام . امضات . خط هات . قراردادهات . خیلی سعی میکنم که جای خالیتو با یه یکی دیگه پر کنم ولی واقعا هیچ کس نمیتونه اینکارو بکنه. در انتها بازم منم و غم نبود تو. تو نیمه گمشده من بودی . بدون تو هیچ هستم . دیگه بریدم . شاید برای خیلیا تو هم یکی مثل بقیه باشی ولی برای من تو خاص ترین مخلوق خدایی. تو رو در حد انسان نمیبینم تو بعد از خدایی برام . هر چه سعی میکنم نمیتونم فرمولی برای فراموشیت پیداکنم.

یه روز خوب میاد که تو مال من بشی. نمیدونم کی.نمیدونم کجا.نمیدونم زنده هستم یا نه ولی میدنم تو مال من میشی .

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۲ساعت 9:6 توسط هیچ |

برچسب: نویسنده: سارا صمیمی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 14:36

صفحه بندی